مثال خوبي از گرايشهاي لفظ گرايي1 در قرون وسطي، اثر بزرگ سنت ايزيدور اشبيلي2 است، كه به درستي
علم الاشتقاقات3 ناميده شده است. موضوع قابل توجه اين نيست كه چنين كتاب بزرگي تدوين شده، بلكه اين است كه در طي قرون متمادي از چنان اعتباري برخوردار بوده است. خواه تحت تأثير فلسفه، يا مذهب، يا جادوگري، اهميتي كه به اسامي و كلمات داده شد، علاقه به مطالعات زبانشناسي را بهطور فاحشي افزايش داد. اين يكي از دلايلي است كه مرا ناچار كرده گزارش كوتاهي از پيشرفت آن مطالعات را در بررسي خودم عرضه كنم.
بهطور قطع، ما هنوز براي اسامي و طبقهبندي ارزش چشمگيري قايليم و نميتوانيم بدون آنها كار كنيم -- ولي بدون اين كه از اصحاب مدرسهٴ متأخر باشيم (هنوز تعداد زيادي از آنان در ميان ما هستند) مدت زيادي شيفتهٴ اسامي و طبقهبندي نميشويم؛ ما آنها را نه به عنوان هدف، بلكه به صورت ابزار معرفت در نظر ميگيريم.
آيين مدرسي واقعي تا زماني دوام دارد كه انسان گمان كند معرفت بر اشياي واقعي بايد تابع معرفت به امور قدسي باشد، و علم تابع كلام. همين كه كسي دريابد چنين تبعيتي غيرممكن يا بيمعني است، چون علم و كلام به دو فضاي جداگانه تعلق دارند، آيين مدرسي محكوم به زوال است. اين مهم نيست كه بنا چهقدر خوب ساخته شده، روبنا بر زيربنا سخت سنگيني ميكند، و بنا بدون پشتوانه و حايل قادر به پايداري نيست.
احياي گرايش به فلسفهٴ مدرسي، تا آنجا كه صرفاً تاريخي نيست، بهطور عمده به دلايلي ديني مربوط ميشود. البته اين عجيب است، و من در فهم چگونگي آن درماندهام، ولي همين است كه هست. قلبي كه تاكنون با زيبايي ايمان روبهرو نشده، ممكن است به روي چيزهاي زيبا و اسرارآميز، به روي اشعهٴ گرم احسان گشوده شود؛ مباحثات مدرسي احتمال زيادي داشت كه اين در را ببندند. ولي مردم در هر حال موجودات عجيبياند.
درست نيست كه عداوت نيرومندي را كه هيچ اهل علمي نميتواند در برابر گرايشهاي مدرسي احساس نكند، با عداوت نسبت به دين، يا هر نوع دين جزمي اشتباه كنيم. مثلاً تعدادي از دانشمندان كاتوليك، كه رعاياي باوفاي كليساي خويشاند، طاقت تحمل مباحثات مدرسي را ندارند. ميتوان گفت ايمان آنان بخشي از مغزشان را اشغال ميكند، و معلومات علميشان بخش ديگر را، كه كاملاً از اولي جداست. اين مطلب را پاستور، كه خود بسيار مؤمن بود، بهطور مؤثري بيان كرده. او گفته: ((تنها يك ذهن گمراه سعي ميكند دين را در علم داخل كند. گمراهتر كسي است كه ميكوشد علم را وارد دين سازد، زيرا او براي روش علمي وجههٴ بيشتري قايل